۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

I cAn SuFFeR.....

حق با توست
کور کورانه پا در سرزمین ابدی تاریکی گذاردم
من دروازه ها را ندیدم
نفس مسموم تو روحم را آزاد کرد
بیگانه ترین در آن تاریکی
محو در سیاهترین چشمان سرزمین تو
متوجه حرکت مسموم تو در شریان رگهای آبیم نبودم
من عاشق بودم
من توان رنج کشیدن را به سرزمین تو آوردم
من فقط من بودم
من اینجا تنهام
رانده شده ای رها شده در بطن ظلمات دروازه ها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر