۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

ماجرای من و عقش


اونقده گشنمه ..نمیتونم بگم چمه..نه این که عاشق شدم و از عقش سرشار شدم و اینا..واسه همین از قدیم گفتن گشنگی نکشیدی عاشقی از یادت بره..حالا حکایت ماست با این پسرها..
هی من میگم تو رو خدا نروو..من بی تو میمیرم..من بی اون اندام قشنگ باریکت از عاشقی سیرم..من مرده شما زنده..ما که کس کشیم شما بمونید حالشو ببرید..
آدم وقتی مست میشه زیاد زر زر میکنه..واسه همین ما گفتیم چه کنیم چه نکنیم..که یه دفه عقشش زد به سرم که یه دل سیر این آدمارو بشونم سر جاشون./.البته فقط یه نمه ..
واییییییی///اگه بدونین این آدمای پر مدعا وقتی خرشون تو گل گیر میکنه چه ها که نمیکنن..حالا هی بگید چرا میگی آسوده تویی که خر نداری..
این همه آسمون ریسمون به هم بافتم که بگم..جناب..عزیز..قربان..کس کش تو نیستی که با صد نفر میپری..کس کش منم که برام مهم نیست سوار بشم..چون پا دارم خودم می رم..تو سواریتو بده..چی کا به ما داری داش..سولاخ عقش شما اونقدر گشاد هست که من توش گیر نکنم..
تا یادم نرفته..جون مادرتون وقتی با دوست دختر یا دوست پسرتو قاطی میکنید..پا نشید عین این احمقا صفحتون رو تعطیل کنید..درسته ما تحتتون تحت فشاره..ولی بقیه چه گناهی کردن از برکات وجودتون بی نصیبشون میکنید..
والسلام..ختم کلام
امضا
یه عاشق دل خسته که از عقش شما پسرها چپه شده..
سنه صدو بیست هجری عقشولانه


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر