برده خاطی خود را ببخش خدای تاریکیمن جو گیر روشنایی شدممن کور این آفتابممن سرزمین تو را ترک گفتممن فریب خوردمعشق ورزیدم به آن چه تو نفرت ورزیدینمیدانی که میدانم هنوز اسیرمهر شب زانو میزنمرو به دیوارقبله مغزمو تو مغرورانه انتظار بازگشت این مرتد را میکشی..خون میدهممرا به فرو دسترین سمت جهنم زیبایت هدیه کنمرگم فرا میرسدروحم برای توجسمم برای خاکقربانی آماده استبنواز موسیقی مرگ را

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر