۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

شیطان مداوم

مردی میرودباران زده.تمنای بارشگورستان خاطره ها.و باران خونی کهمیبارد بر رگهای بیرنگ من..رسم دنیا این است.من اشتباه میکنم تو میبخشی..تو اشتباه میکنی ..من نابود میشوم..و تو هنوز آن سمت خیابان را نشانه گور خود کرده ای..من گلهای بیابان را آب میدهمو جملات بیمعنی میکارمدر بیابانی که فراموش شدهجهنم زاده ای مهر بهشت خورده.عاشق زمین و خیابان..عاشق نگاه مردی که میرودخطکشی های مداومچراغهای همواره قرمزسبزیش گم شده در نگاه شیطانی عاشق زمین و آدم....میدانم دوست میداریمسیر گل آلودمسیر ذهن منو منمانده در گلزنگ زده نگاهمبر جای پای مردیکه میرودآرام..عصیان زدهعاشق.........................._آقا سیگار دارید؟؟_نه اما تکه ای جان دارم..میسوزد..میکشی؟؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر